نگین فیروزی
در سالهای اخیر، شاخص تورم به یکی از مهمترین متغیرهای تاُثیرگذار بر زندگی روزمره خانوارهای ایرانی تبدیل شدهاست. اگرچه تورم در بخشهای مختلف اقتصاد اثرگذار بوده، اما افزایش قیمت خوراکیها و اقلام ضروری، بیش از سایر بخشها، مستقیماً معیشت خانوار را تحت فشار قرار دادهاست. تغییر قیمت مواد غذایی نه تنها قدرت خرید را کاهش داده، بلکه به تدریج الگوی مصرف خانوار را نیز دگرگون کردهاست، به گونهای که «کوچک شدن سبد غدایی خانوار» به یک واقعیت ملموس اقتصادی تبدیل شدهاست.
خوراکیها سهم قابلتوجهی از هزینههای ماهانه خانوار را تشکیل میدهند. براساس اصول اقتصاد مصرف، هرچه سهم یک کالا در سبد هزینهای خانوار بیشتر باشد، افزایش قیمت آن تاُثیر شدیدتری بر رفاه اقتصادی خواهد داشت. در اقتصاد ایران، مواد غذایی بهویژه برای دهکهای درآمدی پایین و متوسط، بخش بزرگی از مخارج را شامل میشوند. به همین دلیل، تورم خوراکی ها اثر توزیعی گستردهای دارد و شکاف رفاهی را تشدید می کند.
تورم خوراکیها معمولاً سریعتر و شدیدتر از تورم عمومی احساس میشود. دلیل اصلی این موضوع، وابستگی مستقیم مواد غذایی به نهادههایی مانند انرژی، حمل و نقل، نهادههای کشاورزی و نرخ ارز است. افزایش هزینه تولید و توزیع، درنهایت به مصرفکننده منتقل میشود. از منظر اقتصادی، زمانی که هزینه نهایی تولید افزایش مییابد و تقاضا برای کالاهای ضروری کششپذیری کمی دارد، قیمتها با سرعت بیشتری رشد میکنند.
یکی از پیامدهای مهم تورم خوراکیها، تغییر ترکیب سبد غذایی است. خانوارها در مواجهه با افزایش قیمتها، به جای افزایش هزینه، ناچار به تعدیل مصرف میشوند. این تعدیل معمولاً به شکل حذف یا کاهش مصرف کالاهای باکیفیتتتر، پروتئینهای حیوانی، میوه و برخی اقلام مغذی ظاهر میشود. جایگزینی این اقلام با کالاهای ارزانتر و کم کیفیتتر، اگرچه در کوتاهمدت فشار مالی را کاهش میدهد، اما در بلندمدت آثار منفی بر سلامت و سرمایه انسانی جامعه خواهد داشت.
از دیدگاه اقتصاد خرد، این رفتار مصرفکننده کاملاً قابل پیشبینی است. زمانیکه درآمد واقعی کاهش مییابد، مصرفکننده به سمت کالاهای ضروریتر و ارزانتر حرکت میکند و از کالاهای با کشش درآمدی بالاتر صرفنظر میکند. در چنین شرایطیِ، نه تنها حجم مصرف کاهش مییابد، بلکه کیفیت مصرف نیز افت میکند. این موضوع بهویژه برای خانوارهایی که بخش عمده درآمدشان صرف خوراک میشود، شدیدتر است.
تورم خوراکیها همچنین آثار مستقیم مهمی بر سایر بخشهای اقتصاد دارد. کاهش مصرف مواد غذایی باکیفیت میتواند هزینههای درمانی را در آینده افزایش دهد و بهرهوری نیروی کار را کاهش دهد. ازمنظر اقتصاد کلان، این روند به کاهش سرمایه انسانی منجر میشود که یکی از عوامل کلیدی رشد اقتصادی پایدار است. بنابراین، کوچک شدن سبد غذایی خانوار صرفاً یک مسئلهی مصرفی نیست، بلکه پیامدهای ساختاری برای اقتصاد دارد.
نکتهی مهم دیگر، تفاوت اثر تورم خوراکیها بر دهکهای مختلف درآمدی است. خانوارهای پردرآمد، به دلیل سهم کمتر خوراک در سبد هزینهای خود، انعطاف بیشتری برای جذب شوکهای قیمتی دارند. درمقابل، خانوارهای کم درآمد، با محدودیتهای شدیدتری مواجهاند و کوچک شدن سبد غذایی برای آنها سریعتر و عمیقتر رخ میدهد. این موضوع به افزایش نابرابری اقتصادی و تشدید فشار معیشتی منجر میشود.
از سوی دیگر، انتظارات تورمی نیز نقش مهمی در تشدید این وضعیت دارد. زمانیکه خانوارها انتظار افزایش بیشتر قیمتها را دارند، رفتار مصرفی آنها تغییر میکند. برخی به خرید زودتر از موعد روی میآورند و برخی دیگر مصرف را بیش از پیش محدود میکنند. این رفتارها میتواند به بیثباتی بیشتر در بازار مواد غذایی منجر شود و چرخهی تورم را تقویت کند.
در تحلیل اقتصادی، مهار تورم خوراکیها نیازمند رویکردی چند بعدی است. افزایش بهرهوری در بخش کشاورزی، کاهش هزینههای توزیع، بهبود زیرساختهای حمل و نقل و ایجاد ثبات در متغیرهای کلان اقتصادی ازجمله نرخ ارز، از عواملی است که میتوانند فشار تورمی را کاهش دهند. علاوه بر این، سیاستهای حمایتی هدفمند برای دهکهای آسیبپذیر میتواند از کوچکتر شدن بیش از حد سبد غذایی خانوار جلوگیری کند.
تورم خوراکیها در ایران صرفاً به افزایش قیمت چند قلم کالا محدود نمیشود، بلکه به تدریج الگوی مصرف خانوار را تغییر داده و سبد غذایی را کوچکتر کردهاست. این روند، علاوه بر کاهش رفاه اقتصادی، پیامدهای بلندمدتی برای سلامت جامعه، بهرهوری نیروی کار و رشد اقتصادی دارد. مواجهی مؤثر با این مسئله نیازمند سیاستهایی است که هم ریشههای تورم را هدف قرار دهد و هم از قدرت خرید خانوارها، به ویژه اقشار آسیبپذیر، حمایت کند. درغیراینصورت، کوچک شدن سبد غذایی خانوار میتواند به یکی از پایدارترین چالشهای اقتصادی کشور تبدیل شود.