شرکت صنایع معدنی فولاد سنگان خراسان در حالی سال ۱۴۰۵ را با هدف تثبیت و افزایش تولید دنبال میکند که بررسی اظهارات رسمی مدیران این شرکت تا پایان شهریورماه نشان میدهد مهمترین زنجیره تولید مجموعه با چند گلوگاه جدی مواجه است؛ گلوگاههایی که اگرچه الزاماً به معنای ضعف عملکرد کلی شرکت نیست، اما نشان میدهد ظرفیتهای ایجادشده هنوز بهطور کامل به تولید بالفعل تبدیل نشدهاند.
به گزارش اقتصادتهران، یکی از مهمترین نکات، عدم اطمینان نسبت به تحقق برنامه تولید سال ۱۴۰۵ است. مدیر کارخانه گندلهسازی فولاد سنگان در شهریورماه اعلام کرده که با توجه به عملکرد پنج ماه نخست سال و شرایط موجود، تحقق برنامه تولید سالانه با چالش مواجه است. به گفته او، محدودیت تأمین کنسانتره و احتمال محدودیت گاز در پاییز و زمستان، دو عامل اصلی این نگرانی هستند.
این اظهارنظر از آن جهت اهمیت دارد که کارخانه گندلهسازی فولاد سنگان از نظر ظرفیت فرآیندی و تجهیزات، توان تولید بیش از ۱۵ هزار تن گندله در روز را دارد، اما مشکل اصلی در بخش دیگری از زنجیره قرار گرفته است. مدیر کارخانه صراحتاً اعلام کرده که محدودیت تأمین پایدار مواد اولیه باعث شده ظرفیت موجود بهطور کامل مورد استفاده قرار نگیرد. بنابراین مسئله صرفاً «ظرفیت کارخانه» نیست؛ بلکه تأمین خوراک به یک گلوگاه تعیینکننده برای تولید تبدیل شده است.
آمار تولید پنج ماهه نیز تصویری قابل تأمل ارائه میکند. طبق اعلام رسمی مدیر کارخانه گندلهسازی، در پنج ماه نخست سال ۱۴۰۵ حدود ۱.۸ میلیون تن گندله تولید شده است. این رقم در مقابل ظرفیت اسمی پنج میلیون تنی سالانه کارخانه قرار میگیرد و نشان میدهد برای تحقق ظرفیت کامل، استمرار و ثبات تأمین خوراک اهمیت حیاتی دارد.
اما گلوگاه فقط در کارخانه گندلهسازی نیست. معاون امور معدنی فولاد سنگان نیز در شهریورماه، ضعف در عملیات باطلهبرداری و استخراج و محدودیت ظرفیت ناوگان معدنی را از مهمترین چالشهای تأمین سنگآهن عنوان کرده است. این موضوع از نظر تحلیلی بسیار مهم است؛ زیرا ضعف در استخراج، بهصورت زنجیرهای خود را در کاهش سنگ ورودی، محدودیت تولید کنسانتره و سپس محدودیت خوراک گندلهسازی نشان میدهد.
به بیان سادهتر، بخشی از ظرفیت تولید فولاد سنگان در پاییندست، به دلیل محدودیت در بالادست با ریسک مواجه است. بنابراین اگرچه کارخانهها از نظر فنی توان تولید بالاتری دارند، اما زنجیره تأمین مواد اولیه هنوز به نقطهای نرسیده که بتواند این ظرفیت را بدون وقفه پشتیبانی کند.
نکته دیگر، ریسک انرژی است. مدیر کارخانه گندلهسازی در شهریورماه تأمین گاز در فصل سرد را یکی از عوامل تهدیدکننده تحقق برنامه تولید اعلام کرده است. این موضوع در کنار محدودیت خوراک، ریسک عملیاتی شرکت را افزایش میدهد؛ چراکه حتی اگر مشکل استخراج و تأمین کنسانتره برطرف شود، ناپایداری انرژی میتواند دوباره مانع استفاده کامل از ظرفیت شود.
از سوی دیگر، خود شرکت در برنامههای توسعهای سال ۱۴۰۵ بر افزایش آمادهبهکاری تجهیزات، کاهش توقفات، تأمین قطعات استراتژیک و رفع گلوگاههای عملیاتی تأکید کرده است. این موارد نشان میدهد مدیریت شرکت نیز وجود این چالشها را در سطح عملیاتی پذیرفته و برای آنها برنامه تعریف کرده است.
در حوزه توسعه نیز پروژههای جدید، از جمله پروژه ۲.۵ میلیون تنی کنسانتره هماتیت ـ مگنتیت، با هدف کاهش ریسک تأمین خوراک در حال پیگیری است. با این حال، در گزارش شهریورماه شرکت درباره این پروژه نیز تأکید بر ادامه فعالیتهای مهندسی، تأمین و اجراست؛ بنابراین بخشی از راهکار تأمین پایدار خوراک هنوز در مرحله توسعه قرار دارد و اثر کامل آن را نمیتوان در عملکرد جاری شرکت لحاظ کرد.
البته انصاف حکم میکند عملکرد فولاد سنگان صرفاً از زاویه نقاط ضعف دیده نشود. شرکت در سالهای گذشته و حتی در سال جاری، رکوردهای تولید و فروش مختلفی ثبت کرده و ظرفیتهای اسمی قابل توجهی در اختیار دارد. برای نمونه، شرکت ظرفیت اسمی پنج میلیون تن در سال برای کارخانههای کنسانتره و گندله خود اعلام کرده است.
با این حال، مسئله اصلی برای یک بنگاه بزرگ معدنی فقط داشتن ظرفیت نیست؛ میزان استفاده پایدار از ظرفیت و توانایی تحقق برنامه تولید است. وقتی مدیران شرکت خود از محدودیت خوراک، ضعف عملیات استخراج، کمبود ظرفیت ناوگان و ریسک انرژی سخن میگویند، این پرسش منطقی مطرح میشود که چه میزان از ظرفیت ایجادشده عملاً در دسترس تولید قرار دارد و هزینه اقتصادی این ظرفیت بلااستفاده یا کماستفاده برای شرکت چقدر است؟
بر این اساس، مهمترین مطالبه از فولاد سنگان نه صرفاً اعلام رکوردهای مقطعی، بلکه ارائه تصویر شفاف از درصد تحقق برنامه تولید، میزان ظرفیت بلااستفاده، مقدار عدمالنفع ناشی از محدودیت خوراک و انرژی، وضعیت باطل
هبرداری و ناوگان معدنی و زمان دقیق رفع گلوگاههای زنجیره تأمین است.
این گزارش بر پایه اظهارات و اطلاعات منتشرشده از سوی خود شرکت و رسانههای تخصصی تنظیم شده و از انتساب هرگونه تخلف یا قصور اثباتنشده به مدیران یا شرکت پرهیز میکند. با این حال، همین اسناد رسمی نشان میدهد فولاد سنگان برای تبدیل ظرفیت اسمی خود به تولید پایدار، همچنان با چند گلوگاه جدی در بخش معدن، خوراک و انرژی روبهروست؛ گلوگاههایی که در صورت تداوم میتوانند تحقق کامل برنامه تولید و بهرهبرداری اقتصادی از ظرفیتهای ایجادشده را با چالش مواجه کنند.