وابستگی تجارت کشور به آبهای جنوبی بالاست؛ این گزارش بررسی میکند بنادر شمالی چه ظرفیتی در تابآوری واردات کالاهای اساسی دارند.
به گزارش اقتصادتهران، ایران بهطور سنتی کشوری با تمرکز تجاری بر محور جنوبی است. بیش از ۸۰ درصد تجارت دریایی کشور از طریق بنادر جنوبی در خلیج فارس و دریای عمان انجام میشود؛ بنادری مانند بندر شهید رجایی، امام خمینی، بوشهر و چابهار ستون فقرات واردات و صادرات کشور محسوب میشوند. این تمرکز به دلیل دسترسی مستقیم به آبهای آزاد، ظرفیت بالای اسکلهها، عمق مناسب حوضچهها و اتصال ریلی و جادهای گسترده شکل گرفته است.
در مقابل، بنادر شمالی کشور در حاشیه دریای خزر قرار دارند و شامل بنادر امیرآباد، انزلی، نوشهر، فریدونکنار و آستارا هستند. این بنادر عمدتاً با کشورهای روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و آذربایجان ارتباط دریایی دارند و بخش مهمی از تجارت منطقهای و ترانزیتی کریدور شمال–جنوب از این مسیر عبور میکند.
از نظر ظرفیت اسمی، مجموع توان تخلیه و بارگیری بنادر شمالی بهمراتب کمتر از بنادر جنوبی است. تخمینهای رسمی نشان میدهد که مجموع ظرفیت سالانه بنادر شمالی در بهترین حالت حدود ۲۵ تا ۳۰ میلیون تن است، در حالی که ظرفیت بنادر جنوبی چند برابر این رقم است و بندر شهید رجایی بهتنهایی ظرفیتی بالاتر از کل بنادر شمالی دارد.
اما مسئله اصلی در سناریوی بحران، ظرفیت اسمی نیست؛ بلکه ظرفیت عملیاتی قابل استفاده در شرایط اضطرار است. پرسش کلیدی این است که در صورت بروز اختلال گسترده در جنوب (اعم از امنیتی، نظامی، تحریمی یا فنی)، چه میزان از واردات کشور میتواند از مسیر شمال جایگزین شود؟
برای پاسخ، باید سه عامل را بررسی کرد:
۱. محدودیتهای فیزیکی و فنی بنادر شمالی
۲. محدودیتهای جغرافیایی و نوع کشتیها در دریای خزر
۳. محدودیتهای لجستیکی و پسکرانهای (حملونقل داخلی)
از منظر فنی، دریای خزر یک دریاچه بسته است و امکان ورود کشتیهای اقیانوسپیما به آن وجود ندارد. کشتیهای فعال در این پهنه عمدتاً کوچکتر هستند و ظرفیت حمل آنها بهمراتب کمتر از کشتیهای بزرگ کانتینری یا فلهبر فعال در خلیج فارس است. بنابراین حتی اگر اسکلهها ظرفیت داشته باشند، محدودیت نوع شناورها سقف عملیاتی مشخصی ایجاد میکند.
همچنین، سهم تجارت کانتینری در بنادر شمالی پایینتر از بنادر جنوبی است. در حالی که بخش مهمی از واردات کالاهای مصرفی، صنعتی و واسطهای کشور بهصورت کانتینری انجام میشود، زیرساختهای کانتینری در شمال هنوز در سطح بنادر اصلی جنوب نیست. این موضوع ظرفیت جایگزینی سریع را محدود میکند.
گزارش مهر در این باره حاکس است؛ برخی مزیتهای مهم نیز وجود دارد. بندر امیرآباد دارای اتصال ریلی مستقیم به شبکه سراسری است و بندر انزلی نیز در محدوده منطقه آزاد قرار دارد که امکان تسهیل فرآیندهای گمرکی را فراهم میکند. در صورت مدیریت متمرکز بحران، این مزیتها میتواند بخشی از فشار وارداتی را جذب کند.
در یک برآورد واقعبینانه، در صورت اختلال کامل در بنادر جنوبی (سناریوی حداکثری و بعید)، بنادر شمالی در کوتاهمدت شاید بتوانند حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد نیاز وارداتی کشور را پوشش دهند؛ آن هم با تغییر الگوی واردات و اولویتبندی کالاهای اساسی.
سناریوهای عملیاتی جایگزینی واردات از شمال
برای تحلیل دقیقتر، باید سناریوهای مختلف اختلال را از هم تفکیک کرد. همه اختلالها به معنای تعطیلی کامل بنادر جنوبی نیستند. ممکن است کاهش ظرفیت، افزایش ریسک بیمه، یا محدودیتهای امنیتی رخ دهد.
در این حالت، بنادر شمالی میتوانند با افزایش شیفتهای کاری، بهبود بهرهوری تخلیه و استفاده از ظرفیتهای بلااستفاده، بخشی از کمبود را جبران کنند. در این سناریو، انتقال برخی کالاهای اساسی مانند غلات، نهادههای دامی و فلزات اساسی از مسیر روسیه و قزاقستان عملیتر است. احتمالاً ۱۰ تا ۱۵ درصد از کل واردات کشور قابل انتقال به شمال خواهد بود.
اختلال شدید ولی نه کامل در بنادر جنوب
اگر به دلایل امنیتی یا تحریمی، خطوط کشتیرانی بزرگ همکاری خود را کاهش دهند، استفاده از کریدور شمال–جنوب اهمیت بیشتری پیدا میکند. در این سناریو، واردات از اروپا و آسیای میانه میتواند از طریق بنادر روسیه و سپس دریای خزر انجام شود. اما این مسیر نیازمند هماهنگیهای بینالمللی، ظرفیت ناوگان خزر و آمادگی زیرساخت ریلی داخلی است. در این حالت، شاید تا ۲۰ درصد واردات کشور قابل جابهجایی باشد.
انسداد کامل مسیرهای جنوبی
این سناریو افراطی و کماحتمال است، اما برای تحلیل ظرفیت باید در نظر گرفته شود. در چنین شرایطی، واردات مستقیم از شرق آسیا و بسیاری از شرکای تجاری عملاً غیرممکن میشود، زیرا دسترسی به آبهای آزاد از طریق خزر وجود ندارد. تنها کالاهایی که از طریق روسیه، آسیای میانه یا حملونقل ترکیبی زمینی–دریایی قابل تأمین باشند، امکان ورود خواهند داشت.
در این حالت، ظرفیت بنادر شمالی نهتنها به محدودیتهای فیزیکی بلکه به ظرفیت کشورهای همسایه نیز وابسته میشود. بنادر روسیه در خزر و خطوط ریلی آن کشور باید بتوانند حجم بالایی از کالا را به سمت ایران هدایت کنند. این موضوع به توافقات سیاسی و تجاری گسترده نیاز دارد.
در خوشبینانهترین حالت، شاید ۲۰ تا ۲۵ میلیون تن کالا در سال از مسیر شمال وارد شود، اما این رقم شامل حداکثر ظرفیت نظری است و دستیابی سریع به آن دشوار خواهد بود. همچنین ترکیب کالاها تغییر میکند: سهم کالاهای اساسی و فلهای افزایش و سهم کالاهای کانتینری پیچیده کاهش مییابد.