×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

true
    امروز  شنبه - ۱ اردیبهشت - ۱۴۰۳  
true
true
تعریف تولید واقعی

رونق تولید نیازمند استراتژی جامع و کامل درفضای اقتصادی کشور است.

منابع مالی باید درجهت تولید به کار گرفته شود و نباید به مونتاژ بسنده کنند که این تولید واقعی نیست و باید منابع ارزشمند کشور در اختیار تولید به معنای واقعی قرار بگیرد.

تولید یک سری مبانی و زیر ساخت خاص خودش را می خواهد زیرا این زیر ساخت ها هستند تولید را تحت تاثیر خود قرار می دهد و قبل از هر چیزی باید دقت کنیم تولید داخلی چیست زیرا ممکن است محصول تولید شده که مهمترین بخش آن طراحی و دیزاین محسوب می شود در خارج از کشور انجام شود و تنها مونتاژ آن در داخل کشور صورت پذیرد و اسم این را تولید بگذاریم اما به واقع این تولید نیست بنابراین قبل از هر چیز باید مفهوم واقعی تولید مشخص شود که منظور از تولید داخلی چیست؟

تولید داخلی در صورتی که معنای واقعی پیدا کند این است که هم مواد اولیه اش تولید داخل باشد هم کار و دستمزد مهارت داخلی باشد و اینکه منابع مالی در داخل کشور تامین بشود همچنین دانش فنی تولید داخلی باشد به عنوان مثال خودرویی که تمام قطعاتش خارجی باشد و در داخل سر هم شود تولید واقعی داخلی نیست زیرا تولید واقعی استراتژی های خاص خودش را دارد به معنای روشن اولین گام تعریف مفهوم واقعی تولید است.

در ادبیات محاوره ای و همچنین در مقالات و مباحث علمی و میزگرد ها اگر مفهوم تولید مشخص نباشد معضل بزرگی در بخش تولید خواهیم داشت نخست باید تولید واقعی اول تعریف بشود اول اگر مولفه هایی که از تولید واقعی داریم بنابراین بخش عمده ای از مواد اولیه برای تولید وبخشی از مهارت و نیروی انسانی مورد نیاز و نیز طراحی ماشین آلات در واقع لازم است تا دانش فنی برای یک تولید بومی شود.

اگر گام نخست به درستی برداشته شود براساس این مولفه ها می توانیم یا استراتژی هایی برای حمایت از تولید داخلی تعریف کنیم.

گام بعدی ارتباط مرکز علمی با تولید و صنعت است که از این طریق امکانی فراهم می شود که محققان، دانشمندان و فارغ التحصیلان از دانشگاه ها و مراکز علمی ما روی طراحی مفهومی واقعی و عملیاتی محصولات کار بکند و نظریه های علمی ارائه بدهند که از این طریق حمایت موثری از تولید صورت می گیرد.

آموزش نیروی انسانی تولید به شکل های مختلف یک بخش خیلی مهم تولید می تواند باشد و هم مواد اولیه که در واقع مواد حساس و مورد نیاز برای تولید کنندگان به حساب می آید.

در خصوص تولید لازم است گام های عملیاتی و جزیی تری برای توسعه و پیشرفت واحدهای تولیدی و صنعتی به کار بگیریم.

حالا اگر بخش مهمی دیگر در حوزه تولید که مدیریت است این مولفه هارا یعنی مواد اولیه، نیروی کار، دانش فنی ماشین آلات، سرمایه ومنابع مالی به درستی در کنار هم قرار بدهد و خروجی اش یک تولید داخلی واقعی نه مونتاژ توسط مدیریتی کارآمد خواهد شد.

به عنوان مثال قیمت ارز زمانی ۱۲۰۰ تومان بود که این قیمت غیر واقعی برای اقتصاد مخرب بود ما منابع ملی و حیاتی ارزشمندمان نظیر نفت را به خارج می دادیم و در مقابل یک دلار می گرفتیم و این ارز را یک قیمت خیلی پایین می گذاشتیم و به جامعه تزریق می کردیم و این ها را خرج سفرهای غیر ضروری و واردات کالاهایی که لزوما ارزش افزوده برای جامعه ما نداشت، می کردیم و عملا کفه واردات به ضرر صادرات می شد واین اثرات مخربی بر اقتصاد داشت .

مدیران بنگاه های اقتصادی تولید مان عادت کرده بودند ارز ۱۲۰۰ تومانی به تولید کنندگان اختصاص داده شود.

مواد اولیه به ظاهر ارزان تمام می شد در این بنگاهها چرا با ارز ارزان این را خریداری می کرد انرژی با یارانه در اختیارش قرار می گرفت و در این پروسه کارایی مدیریت مشخص نمی شد و توانمندی و تخصص مدیران در این میان دیده نمی شد .

به دلیل اینکه مدیران بنگاهای اقتصادی و تولید کنندگان در کشور عادت کردند که با ارز ارزان قیمت، مواد اولیه ارزان و انرژی رایگان قبل از هدفمندی کار تولید انجام دهند پس از هدفمندی یارانه ها و واقعی شدن قیمت ارز به دلیل اینکه مدیران با درایت و توانمندی در بخش تولید نبودند شاهد بروز مشکلات در بخش های تولیدی هستیم.

توانمندی مدیر باید اینجا بروز پیدا بکند و اگر توانست از منابع به نحو احسن استفاده کند و محصولی تولید کنند که قابلیت رقابت با مشابه خارجی داشته باشد می توان به آن مدیر موفق گفت.

بنابر این با در اختیار گرفتن یکسری از مولفه ها همچون در دسترس بودن مواد اولیه، بکارگیری نیروی متخصص برای تولید و دانش فنی و همچنین مدیریت موثر مقوله بود که با قرار گرفت در کنار یکدیگر شاهد تولید داخلی موفق خواهیم بود که این در واقع استراتژی جامع و کامل را برای حمایت از تولید و طراحی فضای اقتصادی کشور ایجاد می کند .

ما باید به صورت واقعی و به طور بنیادی و اساسی به مقوله حمایت از تولید و استراتژی که نیاز است توجه کنیم.

و آن راه حلی جز این ندارد که ما منابع مورد نیاز تولید را به ارزش واقعی در اختیار مدیرانمان قرار بدهیم .

در حوزه مدیریت خیلی باید کار بشود صنایع و نیروی کار ما باید آموزش لازم را ببینند وقبل از نیروی کار مدیران تولید باید آموزش ببینند علم خودشان را افزایش دهند که چگونه این را در کنار هم قرار بدهند و یک شرایط رقابتی باز بتوانند هم در داخل کشور و هم در تولیدات شرایط رقابت را فراهم کنند که این نیازمند یک کار بنیادی است.

فعالان اقتصادی همواره در نظرسنجی های مختلفی مهمترین مشکل در حوزه تولید را کمبود نقدینگی عنوان می کنند و پس از جمع بندی می بینیم که ۹۹ تا ۱۰۰ درصد فعالان بنگاههای تولیدی مشکل نقدینگی دارند .

در واقع این نکته قابل ذکر است که نوع طرح سوال در نظر سنجی ها اشتباه است حتی بحثی در ادبیات با عنوان تامین مالی کمبود منابع مالی و کمبود نقدینگی داریم و مشکل کلاسیک تمام بنگاه های اقتصادی است باید بگویم که این موضوع هیچ موقع حل نمی شود چون این مساله است نه مشکل.

تمام افراد حتی در زندگی روزمره خود دچار مشکل کمبود نقدینگی هستند زیرا برای رونق به وضعیت معاش زندگی نیازمند منابع مالی بیشترهستند و برای بالا رفتن از پله های پیشرفت نیازمند منابع کافی هستند و چون این منابع به اندازه نیازشان در اختیار ندارند عنوان می کند که دچار کمبود نقدینگی هستیم.

به طور مثال فعالان در بخش تولید در یک کارخانه خودروسازی قصد دارند تولید را از ۵۰ به ۱۰۰ هزار برسانیم و عنوان می کنند منابع مالی لازم را در اختیار نداریم و اگر آن منابع مالی را در اختیارشان بگذاریم و از آنها بخواهیم که دیگر بحث کمبود منابع را مطرح نکنند باز هم قبول نخواهد کرد زیرا دائما به دنبال افزایش میزان تولید خود هستند .پس در فضای تولید باید به نقدینگی اینطور نگاه شود که نقدینگی یک مساله است نه مشکل .

این تعارض در جامعه وجود دارد که عنوان می شود مشکل نقدینگی داریم از یک طرف هم می گوییم نقدینگی در جامعه زیاد تزریق شده است در واقع هر دو مطلب صحیح است اما نباید این دو در کنار هم قرار بگیرد تا تصور شود که در این موضوع تعارض به وجود آمده است.

نقدینگی تعارض نیست و این مساله همیشه در فعالیت های اقتصادی ما بوده و در بنگاه های تولیدی و اقتصادی ما کمبود منابع مالی بوده و هست .

باید نیازهامشخص شود و این منابع در جای خودش قرار بگیرد این احساس کمبود نقدینگی را برطرف کند وگرنه به نیاز به نقدینگی در هیچ بازده زمانی قابل حل شدن نیست ولی باید جو روانی ایجاد شود بنگاه های اقتصادی ما بگویند مساله نقدینگی داریم نه نبود نقدینگی زیرا مشکل با مساله متفاوت است.

دکتر محمد جلیلی استاد اقتصاد وکارشناس اقتصادی

true
برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

true
false
true

tag heuer aquaracer calibre 5 automatic price tag heuer carrera calibre 1887 price replica watch breitling chronometre aerospace price breitling superocean heritage 46 chronograph replica watches how to change a metal watch band patek philippe double sided watch price replica watches